خرید بک لینک
حدودا 1 ماهه اینجا سر نزدم و ننوشتم.دلم برای نوشتن تنگ میشه ولی چیزی نمیتونم بنویسم.چیزی تو ذهنم نمیاد که بشه نوشت.قبلا فکرام نظم داشتن و میشد نوشتشون ولی خیلی وقته نظمی در کار نیست.فکرها ،یادها ،عطره

برچسب: نویسنده: نیکا ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 9:44

مدتهاست به اینجا سر نمیزنم.جایی که ۱۰ ساله همراهمه و رفیقمه و همیشه

نوشتن توش باعث میشده آروم بشم.اوضاع خوبه.وقتی خودم و درونم خوب

باشن همه چیز بهتر میشه.فعلا که خوبه.

متاسفانه اسفند و کار شدید دارن از راه میرسن.متنفرم از اسفند و فشار کاری

شدید ولی کاریش نمیشه کرد.

فکرای بزرگی تو سرم دارم.میخوام سرمایه گذاری کنم امیدوارم موفق باشم.

فعلا همین

برچسب: نویسنده: نیکا ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 9:44

خیلی راحت میشه زندگی رو حس کرد میشه فهمیدش و حتی بوش کردخیلی از ما زندگی نمیکنیم.فقط میگذرونیم.منم دارم میگذرونم.یه وقتهایی یه تلنگریبه خودم میزنم ولی باز از خودم میپرسم خب دیگه چیکارش میشه کرد؟همه هم

برچسب: نویسنده: نیکا ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 9:44

و

و

و زندگی هیچوقت اونجوری که میخوایم نمیشه.....نمیشه...

کاش بچه که بودیم بهمون یاد میدادن انقدر رویا پردازی و خیال پردازی

نکنیم.انقدر نقشه برای آیندمون نریزیم و انقدر امید به آینده نداشته باشیم.

برچسب: نویسنده: نیکا ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 9:44

یکی از افکاری که همیشه وقتی بیرونم یا جایی میرم سراغم میاد اینه که مثلا تو ایننقطه ای که الان من ایستادم یا نشستم دو هزار یا سه هزار سال پیش یا حتی یک میلیون سالپیش کی زندگی میکرده یا چه اتفاقی افتاده

برچسب: نویسنده: نیکا ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 9:44

هنوزم یار تنهایمبه دیدار تو میایماگر که فرصتی باشدمجال صحبتی باشدحرف خواهم زدبرای دیدن تو ازحادثه ها گذشتمکفر اگر نباشد اینمن از خدا گذشته اممن از خدا گذشته امخیلی وقت بود معین گوش نداده بودم.منی که ت

برچسب: نویسنده: نیکا ابراهیمی تاريخ: چهارشنبه 24 بهمن 1397 ساعت: 9:44

صفحه بندی